كتاب های عزرا و نحمیا بهترتیب پانزدهمین و شانزدهمین کتاب از سلسله کتابهای تشکیل دهندۀ كتاب مقدس می باشندو بر اساس تقسیم بندی یهودی كه با نسخه عبری منطبق می باشد از بخش مكتوبات عهد قدیممحسوب می شود. در دست نوشته های اولیه عبری به عنوان كتابی واحد در نظر گرفته می شوند[1] و در تلمود نیزاین دو كتاب را یكی به حساب آورده اند.[2] قدیمی ترین دستنوشته های "سپتواجینت" (ترجمه یونان عهد عتیق)، نیز در كتابی واحد به بحثدر مورد كتابهای عزرا و نحمیا پرداخته اند. اریجن (185 – 253 م) اولین نویسنده ای بودكه بین این دو كتاب تفاوت قایل شده و آنان را عزرا (1) و عزرا (2) نامیده است. در ترجمۀلاتین ولگیت (405 – 390 ق . م) جروم كتاب نحمیا را دومین كتاب اسدرا (عزرا) نامید.ترجمه انگلیسی «Wycliffe»(1382م) و «Coverdale» (1535م) عزرا را «اول اسدرا» و نحمیا را «دوماسدرا» نامیده اند. در دست نوشته های عبری اولین جدایی مشابه با آن در سال 1448 میلادیپدیدار گشت.[3]
دانشمندانسنتگرا، نویسنده كتاب اول را عزرا و دوم را نحمیا می دانند و شواهدی بر این سخن ارایهمی كنند اما نقادان این رای را هرگز قبول ندارند. نقادان، شواهد متعددی بر ادعای خویشارائه کرده اند. آنان می گویند نویسنده كتاب، تاریخ ورود عزرا و نحمیا را جا به جاكرده است و این اشتباه بزرگی است. علاوه بر این در این كتاب به ماجراهایی اشاره شدهكه مدت ها بعد رخ داده اند. به نظر می رسد علت نام گذاری كتاب اول به "عزرا"این باشد كه داستان وی در این كتاب آمده است و دلیل نام گذاری کتاب دوم به "نحمیا"نیز آن است که در این کتاب، داستان خدمات وی به عنوان نماینده پادشاه فارس برای رسیدگیبه اوضاع سرزمین یهودا و بازسازی اورشلیم آورده شده است.
برچسب: نویسنده: nik تاريخ: يکشنبه 5 آذر 1391 ساعت: 7:46
بعداز کتاب دوم پادشاهان، دو کتاب اوّل و دوم تواریخ ایّام، قرار دارد. ایندو كتاب سیزدهمینو چهاردهمین كتاب عهد قدیم میباشد. عنوان عبری «Dibre Hayyamim» كتاب را می توان «وقایع(اخبار) روزها(سالها)»ترجمه كرد. كتاب اول تواریخدر باب اول با ذكر نسبنامه مفصل بنیاسراییل آغاز شده تا 8 باب ادامه مییابد؛ تااینكه در باب 9 كتاب مقدس، چنین میگوید: «تمامی اسرائیل برحسب نسبنامههای خود شمردهشدند و اینك در كتاب پادشاهان اسرائیل مكتوباند.» در باب دهم جریان خودكشی یكی ازداوران بنیاسراییل به نام شائول را بیان میکند. در باب بعدی داود پادشاه اسرائیلمیشود و در بابهای بعد به بیان داستان داود پرداخته می شود و كتاب اول تواریخ با طرحریزیمعبد توسط حضرت داود و وفات آن پایان مییابد. كتاب دوم تواریخ ایام، دنباله كتاباول تواریخ ایام است كه به ماجرای حضرت سلیمان، ساخته شدن معبد و نیز ماجرای ملكه سباو آمدن او نزد سلیمان میپردازد. در این كتاب گناهانی نیز به حضرت سلیمان نسبت دادهشده است. پس از وفات حضرت سلیمان رحبعام به جای پدرش پادشاه میشود. با آغاز پادشاهیرحبعام اسرائیل از آنها جدا شده و رحبعام پادشاه یهودا میشود. بعد از این موارد، یكیك پادشاهان یهودا را نام برده میشوند. كتاب مزبور پس از وفات حضرت سلیمان و تقسیمكشور اسرائیل نیز به ماجراهای كشور جنوبی(یهودا) پرداخته و تا تخریب معبد و تبعید قومبه بابل ادامه مییابد.
در موردنویسنده این كتاب باید گفت بر طبق روایت قدیمی یهود، كتاب تواریخ را عزرا نوشتهاست.[1] در حالیكه در قاموس آمده: «نویسندهاین كتاب معین نمیباشد اگر چه تعدادی بر این هستند كه عزرا آنها را در 457ق.م تصنیفنموده است».[2]
در مقابل،دایرة المعارف كتاب مقدس میگوید: «ولی این مطلب(که عزرا نویسنده تواریخ است) را نمیتوانبا اطمینان گفت». درباره نویسنده این کتاب میگویند: این کتاب احتمالا توسط عزرا کهکاهن و کاتب بود نگارش یافته است. در سال 586ق.م مردم سرزمین یهودا در نتیجه پیروزیبابلیها بر سرزمینشان اسیر شدند. چند دهه بعد، هنگامی که اسرای یهودی به فرمان کورشبه وطن خود باز میگشتند، عزرا این کتاب را نوشته تا آنان را با تاریخشان آشنا سازد.[3]
برخیدیگر این قول را به اکثریت نسبت میدهند که عزرا این کتاب را در سال 457ق.م نوشته است؛با این حال میگویند، با نکتهسنجی دقیق، باید گفت که نویسنده این کتاب معلوم نیست.نویسندهای دیگر با استفاده از مطالب کتاب، مدعی است که این کتاب باید بین سالهای350 تا 250ق.م و مدتها پس از عزرا نوشته شده باشند.[4]
پسمشخص است که کتاب مقدّس مسیحیان نیز مثل بخشهای پیشین، نویسندۀ مشخصی ندارد، و فقطبا شکّ و تردید ادّعا می شود که نویسندۀ آن، حضرت عزرا(ع) بوده اند.
[1] دایرةالمعارفكتاب مقدس، ص166.
[2] قاموسكتاب مقدس، ص267.
[3] کتابمقدس، ترجمه تفسیری، انجمن بینالمللی کتاب مقدس، 1995م، ص396.
[4] کشیشصموئیل، یوسف؛ المدخل الی العهد القدیم، قاهره، دارلثقافه، 1993، ص261، 262.
برچسب: نویسنده: nik تاريخ: يکشنبه 5 آذر 1391 ساعت: 7:46

در سلسله کتبِ کتاب مقدّس، بعد از کتابهای اوّل و دوم سموئیل، دوکتاب اوّل و دوم پادشاهان قرار دارد. به نظر میرسد نامگذاری كتاب، به دلیل معطوف بودنبه پادشاهانی است كه در دوران سلطنت آنها، جدایی كامل و یا وفاداری نسبت به عهد وجودداشته است.
دو كتاب پادشاهان، به خاطردلايل اخذ شده از متن اين كتابها، اقتباسى از كتب پادشاهى سليمان است. مثلاً در اینکتاب آمده است:
«و بقيهوقايعَ يُربعام كه چگونه جنگ كرد و چگونه سلطنت نمود، اينك در كتاب تواريخ ايام پادشاهاناسرائيل مكتوب است»[1]
«و بقيهوقايع رَحُبعام و هر چه كرد، آيا در كتاب تواريخ ايام پادشاهان يهودا مكتوب نيست؟»[2]
نتيجهآنكه، تمام كتابهايى كه تا اينجا مورد بررسى قرار داديم، چيزى نيست جز گردآوریهایىكه از حوادث گذشته گزارش می دهد.
مدركیدال بر تعیین هویت نویسنده پاشاهان وجود ندارد.[3] گرچه سنت یهودی، نویسنده این كتابرا ایلیا می داند. پیامبری كه سرگذشت زندگی او در این كتاب آمده است. وی در اواسطكتاب دوم پادشاهان به آسمان صعود می كند. ولی این نظریه، علاوه بر اینکه فاقد دلیلاست، با خود كتاب هم سازگاری ندارد؛ زیرا ماجرای كتاب تا مدتها بعد از ایلیا ادامهدارد.[4]
[1] اولپادشاهان، 14: 19.
[2] اولپادشاهان، 14: 29.
[3] دایرةالمعارفكتاب مقدس، ص 160.
[4] سلیمانیاردستانی، عبدالرحیم؛ مجموعه آشنایی با ادیان كتاب مقدس، انجمن معارف اسلامی ایران،قم، 1384، چاپ سوم، ص 101 و 102.
برچسب: نویسنده: nik تاريخ: يکشنبه 5 آذر 1391 ساعت: 7:46

هشتمینکتاب از کتاب مقدس و عهد عتیق کتاب روت می باشد که بعد از کتاب داوران قرار دارد. کتاببر اساس شخصیت اصلی ماجرا به این نام، نامگذاری شده است. روت زن موآبی بود که در ابتداهمسر ملحون و سپس همسر بوعز شد.[1] بوعز از خویشاوندانو منسوبان شوهر نعومی(مادر شوهر خود که همراه وی به زمین یهودا مراجعت کرده بود) است.از این ازدواج داوود نبی(ع) و عیسی که از نسل داود می باشد به دنیا آمده اند.[2] این کتاب همراهکتاب استر تنها کتاب های کتاب مقدس هستند که نام زنی را برای خود دارند.
نویسنده کتاب ناشناخته است. طبق روایات یهودی بهسموئیل نسبت داده است اما احتمال آن به دلیل ذکر نام داود(4: 17 و 22) بعید بوده وبه زمان دیرتری مربوط می گردد و به علاوه شیوه ادبی عبری که در کتاب روت استفاده شدهمبین نگارش آن در دوران پادشاهی است.[3] البته عده ای هم اعتقاد دارند کهچون این کتاب بعد از کتاب داوران است مثل اینکه به منزله ضمیمه او است. چنانچه بسیاریاز متقدمین کتاب داوران و کتاب روت را یک کتاب کرده اند.[4] این کتاب همانند باب های اول ودوم سموئیل نگاهی اجمالی به زندگی خصوصی اعضای یک خانواده بنی اسرائیلی دارد. همچنیناین کتاب به دور از تصویر تماماً تاریک دوران نوید باقی ماندن ایمان واقعی و دینداریرا در آن دوران می دهد.[5] نویسنده کتاب روت به وقف و سرسپردگیبی چون و چرا و بدور از خودخواهی روت نسبت به نعومی و مهربانی بوعز نسبت به ایندو بیوهزن توجه دارد.
[1] محمديان،بهرام؛ دايرةالمعارف كتاب مقدس، تهران، سرخدار، 1381، چاپ اول، ص507.
[2] هاكس، مستر؛ قاموس كتاب مقدس، تهران، اساطير، 1382، چاپ دوم، ص423.
[3] دايرةالمعارفكتاب مقدس، ص152.
[4] قاموسكتاب مقدس، ص424.
[5] دايرةالمعارفكتاب مقدس، ص151.
برچسب: نویسنده: nik تاريخ: يکشنبه 5 آذر 1391 ساعت: 7:46
در مجموعه کتابهای تشکیلدهندۀ کتاب مقدّس، بعد از کتاب داوران، به کتابهای اوّل سموئیل و دوم سموئیل میرسیم.
سموئیلکه آخرین داور از میان داوران بود، به درخواست بنی اسرائیل، شاؤل را به سلطنت تمامدوازده سبط منسوب می کند و وی با جالوت، فرمانده فلسطینی می جنگد و «داود» یکی از سپاهیانشاؤل، جالوت را می کشد و بعد از وی، داود به سلطنت می رسد که مبسوط این تاریخ در ایندو کتاب ذکر شده است. اصحاب کلیسا نویسندۀ این دو کتاب را سموئیل نبی می دانند. درحالی که داستان مرگ سموئیل درابتدای این کتاب ذکر شده است:
«سموئیلوفات نمود و تمامی بنی اسرائیل جمع شده و از برایش نوحه گری نمودند.»[1]
داستانمرگ سموئیل در اواسط كتاب اول سموئیل آمده و نویسنده همچنان به نقل تاریخ تا سالیانیبعد از مرگ وی ادامه می دهد. بنابراین نویسندۀ ادامه آن نمی تواند خود سموئیل باشد.به علاوه، در این کتاب همواره از خود سموئیل با ضمیر غایب نام برده شده است. مثلاً:
«و اماسموئیل به حضور خداوند خدمت می کرد و او پسر کوچک بود و بر کمرش انبود کتان می بست.»[2]
«پسفلسطینیان مغلوب شدند و دیگر به حدود اسرائیل داخل نشدند و دست خداوند در تمامی روزهایسموئیل به فلسطینیان سخت بود.»[3]
برچسب: نویسنده: nik تاريخ: يکشنبه 5 آذر 1391 ساعت: 7:46
یوشعکسی است که بعد از حضرت موسی فرماندهی بنی اسرائیل را به عهده گرفت. اولین کتاب بعداز اسفار پنجگانه تورات، به وی منسوب است. ارباب کلیسا، با قاطعیّت این کتاب را نوشتۀیوشع می دانند.

اسپینوزادر ادامۀ تحقیقاتش، در مورد صحیفه یوشع می نویسد که نویسندۀ این کتاب نمی تواند خودیوشع باشد؛ زيرا بايد شخص ديگرى غير از يوشع دربارۀ او شهادت بدهد.[1]
به علاوه، در صحیفه یوشع، به داستان مرگ نویسندۀکتاب و مکان دفن او اشاره شده است. عباراتی که به هیچ وجه نمی تواند توسط خود یوشعنوشته شده باشند:
«بعداز این امور واقع شد که یوشع بن نون، بندۀ خداوند، چون صد و ده ساله بود، مرد. و اورا در حدود ملک خودش در تمنه سارح که در کوهستان افرایم به طرف شمال کوه جاعش است،دفن کردند.»[2]
حتیحوادثى را كه بعد از مرگ يوشع اتفاق می افتد، را ذکر می کند. مثلاً نقل می کند که مشایخبنی اسرائیل بعد از یوشع به کارهای وی ادامه دادند و خداوند را عبادت کردند.[3]
همچنیندر این کتاب، داستان بندگی کنعانیان و پرداخت جزیۀ آنان نیز نقل می شود؛ ماجرایی کهدهها سال پس از یوشع اتفاق افتاد:
«كنعانيانرا، كه در جازر ساكن بودند بيرون نكردند، پس كنعانيان تا امروز در ميان افرايم ساكنندو براى جزيه بندگان شدند.»[4]
در حالیکه داستان بندگی کنعانیان و جزیه دادنشان در عهد داوران، یعنی ده ها سال پس از یوشعواقع شده و در سفر داوران چگونگی آن بیان شده است.[5]
پس شواهد نشان می دهند که نویسنده کتاب یوشع یا حداقل بخشی از آن، بایدکسی غیر از حضرت یوشع(ع) باشد.
[1] «از هر چه موسى امر فرموده بود، حرفى نبود كه يوشعبه حضور تمام جماعت اسرائيل با زنان و اطفال و غريبانى كه در ميان ايشان می رفتند،نخواند.»(یوشع، 8: 35).
[2] صحیفهیوشع، 24: 29 و 30.
[3] «واسرائيل در همۀ ايام يوشع و همۀ روزهاى مشايخى كه بعد از يوشع زنده ماندند و تمام عملىكه خداوند براى اسرائيل كرده بود دانستند، خداوند را عبادت نمودند.»(صحيفه يوشع،31:24).
[4] یوشع10:16.
[5] «وچون اسرائيل قوى شدند، بر كنعانيان جزيه نهادند؛ ليكن ايشان را تماماً بيرون نكردند.و افرايم كنعانيانی را كه در جازر ساكن بودند بيرون نكرد، پس كنعانيان در ميان ايشاندر جازر ساكن ماندند. و زيولون ساكنان فطرون و ساكنان نهلول را بيرون نكرد، پس كنعانياندر ميان ايشان ساكن ماندند و جزيه بر آنها گذارده شد.»(کتاب داوران، 1: 28 – 30).
برچسب: نویسنده: nik تاريخ: يکشنبه 5 آذر 1391 ساعت: 7:46

پی نوشت:
برچسب: نویسنده: nik تاريخ: يکشنبه 5 آذر 1391 ساعت: 7:46
یکی از بدترین اشتباهات در نقد و یا دفاع، ایناست که یک سند غیرمعتبر را ملاک قرار بدهیم. با این کار، به مخالفین اجازه می دهیمبه ما بتازند و با محکوم کردن سند ما، سخنان خود را حق نشان بدهند.
یکی از این اسناد غیرمعتبر، انجیل برنابا است.در زیر مقاله ای به نقل از سایت ویکی سازمان مردمی اسلام و مسیحیت، می خوانید.خودتان قضاوت کنید که چقدر این انجیل بی سند و فاقد اصالت است:
انجیل برنابا، نام کتابی است منسوب به برنابا که از مسیحیان عصر رسولانشمرده شده است.کشف این کتاب، حرف و حدیثهای زیادی را به دنبال داشته است. از یک سوشواهد تاریخی، از قدمت این انجیل خبر می دهند و از دیگر سو، نسخه ی معتبری از اینانجیل که به قرون پیش از اسلام باز گردد در دست نیست. مسیحیان همواره با اطمینان،از جعلی بودن این کتاب سخن رانده اند. در مقابل مسلمانان در مواجهه با این کتاب،به دو دسته تقسیم شده اند، برخی آن را مجعول و برخی آن را معتبر دانسته اند.
برنابا کیست؟
آنگونه که از کتاب اعمال رسولان بر می آید، نام وی یوسف، از خاندان لاوی ومتولد قبرس بوده است.[1] در عهد جدید از وی به عنوانمردی صالح یاد شده است.[2] او کسی است که پولس را نزدرسولان آورد و داستان پولس و ایمان آوردن وی را برای آنان نقل نمود.[3] وی پولس را به عنوان همکارخویش به انطاکیه می آورد و پس از آن بارها و بارها با وی به سفرهای تبلیغی می رود[4] اما این همکاری مدت زیادی دوامنمی آورد. پولس و برنابا با یکدیگر اختلاف پیدا می کنند و نهایتا از یکدیگر جدا میشوند.[5]
گذشته از کتاب اعمال رسولان، نام برنابا در رسالات پولس نیز آمده است.البته پولس در جایی وی را متهم به نفاق و دورویی می نماید[6] که این مسأله را می توان درادامه ی اختلافات آن دو ارزیابی نمود.
انجیل برنابا در گزارشهای تاریخی
گفته میشود که در تاریخ، بارها از انجیلی به نام انجیل برنابا سخن به میانآمده است. طبق نقلهای موجود، این انجیل برای اولین بار و به طور مشخص در قانوننامه یکلیساهای غربی که در سال 382 میلادی منتشر گردید تحریم شد. پاپ داماسوس در سال 383میلادی نسخهای از این انجیل را به دست آورده و آنرا در کتابخانهی خود قرار می دهد. پاپگلاسیوس اول که در قرن پنجم میلادی می زیسته، این انجیل را جزء انجیلهای ممنوعهاعلام میکند. فوتیوس، اسقف استانبول در قرن نهممیلادی، در مجموعه قوانین کلیسایی خویش، خواندن این انجیل را تحریم می نماید و درنهایت اینکه پاپ گلاسیوس دوم در سال 1118 میلادی خواندن آن را تحریم مینماید.[7] با این حال در هیچ یک از منابعتاریخی، گزارشی را از محتوای این انجیل نمی توان یافت.همین مسأله، محققان را بامشکلی جدی روبرو نموده است.
محتوای انجیل برنابا
یکی از مهمترین علل معتبر دانستن این انجیل از سوی برخی مسلمانان، محتوایاین انجیل است. دو ویژگی برجسته ی این انجیل تصریح به اصلتوحید و ذکر نام پیامبر اسلام است. در این انجیل که دارای 222 باب است، بارها بریگانگی خداوند تصریح شده است[8] و الوهیت حضرت مسیح نیز به شدتانکار شده است.[9] همچنین بارها به روشنی نام پیامبر اسلامذکر شده است.[10]
البته به نظر می رسد صرف وجود برخی همخوانیها با تعالیم اسلامی برای اعتقادبه اعتبار این انجیل کافی نباشد و باید محتوای آن را به طور کامل مورد بررسی قرارداد.
نسخه های موجود از انجیل برنابا
قدیمی ترین نسخهیموجود از انجیل برنابا به زبان ایتالیایی است که امروزه در کتابخانهیسلطنتی وین نگهداری می شود. علاوه بر این نسخه، متن دیگری از این انجیل به زباناسپانیایی نیز در اوایل قرن هجدهم میلادی کشف شده است. به جز این دو نسخه، نسخه یمعتبر و قدیمی دیگری از این انجیل در دست نیست.
داستان کشف انجیل برنابا
در آغاز نسخه اسپانیایی مقدمه ای وجوددارد که بسیار بحث برانگیز بوده است. در این مقدمه، راهبی ایتالیایی به نامفرامارینو[11]داستان یافتن این انجیل را شرح میدهد. این راهب پس از آنکه در آثار ایرنئوس بهمطالبی در مورد برنابا بر میخورد مشتاق یافتن انجیل برنابامی گردد. وی اظهار می دارد که پس از تقویت ارتباطات خویش با پاپ سکتوس پنجم بااستفاده از همین آشنایی توانسته است به کتابخانه ی خصوصی پاپ وارد شود. سپس درفرصتی مناسب و زمانی که پاپ به خواب می رود به طور اتفاقی یکی از کتابها را بر می داردکه همان انجیل برنابا بوده است. او مخفیانه این کتاب را از کتابخانه خارج می کند وپس از مطالعه ی آن مسلمان می شود.[12]
البته این تنها یک ادعا است که نمی توان به آسانی در مورد آن اظهار نظرنمود. از یک سو نسخهی ایتالیایی موجود در کتابخانهیسلطنتی وین دارای قدمت زیادی نیست و برخی از دانشمندان تاریخ آن را به حدود1575میلادی باز میگردانند و از سوی دیگر نمی توانبه طور قاطع اظهار داشت که آیا نسخه ای که راهب فرامارینو بدان دستیافته است همین نسخهی ایتالیایی است یا نسخهایدیگر؟
برخی ادعا نموده اند که نسخه ی ایتالیایی موجود، ترجمه ای از یک متن عربی بودهاست اما تحقیقات دانشمندان نشان می دهد که نسخه ی موجود، در اصل به زبان لاتینی یاایتالیایی قدیم بوده و در قرن شانزدهم یا هفدهم میلادی توسط فردی ونیزی بهایتالیایی جدید ترجمه شده است.[13]
اشکالاتی در مورد اعتبار این انجیل
برخی دانشمندان مسلمان و مسیحی در مورد اعتبار این کتاب تردید نموده اند.[14] از جمله اشکالات وارد شده براین انجیل آن است که چرا در هیچ یک از روایات اسلامی، نامی از این انجیل به میاننیامده است.
گذشته از این، در مباحثات دانشمندان مسلمان هیچگاه به این انجیل استنادنشده است و حتی کوچکترین اشاره ای به این کتاب در کتابهای مسلمان وجود ندارد.
در کتابهای ملل و نحل نیز اثری از نام این کتاب وجود ندارد در حالی که اگراین کتاب دارای قدمت می بود باید در کتابهای ملل و نحل، نام آن ذکر می گردید.[15]
همچنین دانشمندان مسیحی در پاسخ به این سؤال که چرا نام این انجیل در برخیمتون قدیمی مانند فهرست کتب ممنوعه که از سوی پاپ گلاسیوس اول منتشر گردید وجوددارد اظهار می دارند: نام این کتاب در ضمن کتابهای گنوسیان درج شده است. می دانیمکه گنوسی ها معتقد بودند که مسیح دارای بدن جسمانی نبود و شخصیتی فرا طبیعی داشتدر حالی که در انجیل برنابای کنونی دقیقا نقطه ی مخالف این مسأله را می بینیم یعنیمسیح فردی کاملا عادی و بنده ای از بندگان خداست و به هیچ روی، شخصیتی فرا طبیعیندارد. بنابر این گزارشهای تاریخی موجود در مورد انجیل برنابا و تحریم آن، ربطی بهانجیل برنابای موجود ندارد.[16]
گذشته از بی نام و نشان بودن اینانجیل، اشکالات دیگری نیز مطرح شده است که به اختصار به آن می پردازیم:
1.برنابا هرگز به عنوان یکی از شاگردانمسیح معرفی نشده و اصلا ساکن فلسطین نبوده است بلکه فردی یهودی بوده که از ساکنانجزیره قبرس بوده است و سالها پس از مصلوب شدن مسیح و با دعوت رسولان حضرت عیسی، بهمسیحیت پیوست.[17]این در حالی است که کاتب این انجیل خود را از نزدیک ترین شاگردان مسیح معرفی میکند.[18]
2.در این انجیل ذکر شده که سال یوبیلهر صد سال یکبار رخ می دهد[19] در حالی که سال یوبیل تا زمانمسیح و حتی مدتها پس از آن حضرت نیز هر پنجاه سال یکبار فرا می رسید.[20] تغییر زمان یوبیل به هر صد سال یکبار، به امرپاپ بونیفاس هشتم در سال 1300.م صورت پذیرفت. بنابر این نویسنده ی این انجیل پس ازقرن چهاردهم می زیسته است.[21]
3.در این انجیل آمده که نیقودیموس بااین تصور که یهودا همان حضرت مسیح است صد رطل عطر بر بدن وی ریخت.[22] این در حالی است که واحد رطلدر زمان پادشاهان عثمانی برای اولین بار به کار گرفته شد و سپس در سایر کشورها واز جمله اسپانیا و ایتالیا شیوع یافت. از این رو تاریخ نگارش این انجیل را نمی توانبه عصر رسولان بازگرداند.[23]
4.ادبیات این انجیل نشان از آن دارد کهاین انجیل در اصل به زبان ایتالیایی نگاشته شده و هرگز ترجمه ای از یک متن یونانینیست و بدیهی است که این زبان پس از عصر دانته شیوع یافت.[24]
5.در این انجیل داستانهایی از حضورفریسیان در عصر ایلیای نبی وجود دارد و حال آنکه می دانیم که فریسیان پس از جلایبابلی به وجود آمدند و در قرن دوم میلادی به شکل یک گروه دینی در آمدند. آنان هرگزدر زمان ایلیا وجود نداشتند. بنابراین نویسنده، فردی ناآگاه بوده است و نمی تواندبرنابای یهودی بوده باشد.[25]
افزون بر این، برخی تعالیم این انجیلبا تعالیم اسلامی متفاوت است. به عنوان نمونه در این انجیل آمده است که فرشتگان برخاک آدم سجده کردند و سپس روح بر او دمیده شد[26] در حالی که مطابق گزارشقرآنی، فرشتگان پس از خلقت آدم موظف به سجده شدند.[27]
در این انجیل از آسمانهای 9 گانه سخنبه میان آمده است[28]در حالی که قرآن تعداد آسمانها را 7 بر می شمارد.[29] در این انجیل نام برادر هابیلرا قایین معرفی می کند[30] در حالی که این نام در کتابمقدس مورد استفاده قرار گرفته است[31] و نام وی در منابع اسلامیقابیل معرفی شده است. در مورد حضرت مریم نیز چنین نقل شده است که وی عیسی را بدوندرد به دنیا آورد در حالی که قرآن به صراحت از درد زایمان مریم سخن می گوید.[32]
اعتبار این انجیل در هاله ای از ابهام
به نظر می رسد در مواجهه با این انجیلدو نظریه را بتوان ارائه داد:
نخست آنکه بگوییم این انجیل یک انجیلساختگی و جعلی است که توسط فردی بی اطلاع از آموزه های مسیحیت و ناآشنا با مبانیاولیه ی قرآن، نوشته شده است.
دیگر اینکه آن را انجیلی معتبر بدانیمکه بعدها و در گذر تاریخ، دستخوش تحریفاتی شده است.
به هر روی، اظهار نظر قطعی در مورد این انجیل واعتبار آن بسیار مشکل است.
منبع مقاله: http://wiki.ngoic.ir
[1] اعمالرسولان 4: 36 – 37.
[2] اعمالرسولان 11: 24.
[3] اعمالرسولان 9: 26 – 27.
[4] اعمالرسولان 11: 25 و بابهای 13، 14 و 15.
[5] اعمالرسولان 15: 36 – 40.
[6] غلاطیان2: 13.
[7] سیرتاریخی انجیل برنابا، حسین توفیقی، انتشارات در راه حق، 1361.ش، ص 17 – 20.
[8] انجیلبرنابا 39: 14، 41: 33، 93: 17 و...
[9] انجیلبرنابا 52: 10، 92: 18 – 19 و...
[10] بهعنوان مثال در بابهای 35، 36، 39، 41، 42، 43، 44 و 54 نام پیامبر و توصیفات آنحضرت آمده است.
[11] Framarino.
[12] انجیلبرنابا، ترجمة الدکتور خلیل سعادة، مطبعة المنار، بی تا، مقدمة المترجم.
[13] همان.
[14] براینمونه ر.ک: أبوالخیر، القس عبدالمسیح بسیط؛ انجیل برنابا هل هو انجیل صحیح؛ مطبعةبیت مدارس الأحد، 2004.م، الطبعة الثالثة، ص 21.
[15] أبوالخیر،القس عبدالمسیح بسیط؛ پیشین؛ ص 32 – 37.
[16] أبوالخیر،القس عبدالمسیح بسیط؛ پیشین؛ ص 44.
[17] اعمالرسولان 4: 36 – 37.
[18] سمعان،عوض؛ انجیل برنابا انجیل مزیف؛ دار النشر الأسقفیة، بی تا، ص 43.
[19] انجیل برنابا 82:18 83: 25
[20] لاویان25: 11.
[21] الحداد،یوسف؛ انجیل برنابا شهادة زور علی القرآن الکریم؛ منشورات المکتبة البولسیة،1990.م، طبعة ثانیة، ص 36 و سمعان، عوض؛ پیشین؛ ص 47.
[22] انجیل برنابا 217:2 – 11.
[23] سمعان،عوض؛ پیشین؛ ص 48.
[24] الحداد،یوسف؛ پیشین؛ ص 25 و سمعان، عوض؛ پیشین؛ ص 51.
[25] الحداد،یوسف؛ پیشین؛ ص 31.
[26] باب35.
[27] سوره ی حجر، آیه 29.
[28] انجیل برنابا 178– 6.
[29] سوره ی بقره، آیه 29.
[30] انجیل برنابا 18:63.
[31] پیدایش4: 1.
[32] سورهمریم، آیه 23.
برچسب: نویسنده: nik تاريخ: يکشنبه 5 آذر 1391 ساعت: 7:46

حالت جنيني
خوابيدن به پهلو در حاليکه دست ها پايين در کنار پهلو قرار دارد. اين افراد به سرعت با ديگران ارتباط برقرار مي کنند و از روابط اجتماعي بالايي برخوردار هستند. به راحتي به غريبه ها اعتماد مي کنند و دوست دارند هميشه در جمع هاي بزرگ شرک کنند. البته اين امکان هم وجود دارد که اندکي زودتر از سايرن گول بخورند.
افرادي که به پهلو مي خوابند در حاليکه دست هايشان به سمت خارج و جلو است داراي طبع بازي هستند اما در عين حال مي توانند شکاک، غرغرو و عيب جو نيز باشند. در تصميم گيري قدري تعلل به خرج مي دهند اما زمانيکه تصميم به انجام کاري بگيرند، هيچ چيز نمي تواند آنها را وادار به تغيير نظرشان کند.
خوابيدن به پشت در حاليکه دست ها به صورت صاف به پهلوها چسبيده باشد. افرادي که به اين حالت مي خوابند معمولاً ساکت و خوددار هستند. تمايل چنداني به هياهو و سر و صدا ندارند و براي خود و سايرين مقررات و معيارهاي متعددي قائل مي شوند.

آزاد و رها
خوابيدن از جلو در حاليکه دست ها اطراف بالشت باشد و سر به يکي از طرفين چرخيده باشد. معمولاً افراد عجول، بي پروا، و کمي گستاخ به اين شيوه مي خوابند. آنها به سرعت عصباني مي شوند، به شدت آسيب پذير هستند و انتقاد و قرار گرفتن در شرايط سخت را دوست نمي دارند.
ستاره دريايي
خوابيدن بر روي پشت در حاليکه دست ها در اطراف بالشت قرار دارد. اين افراد به عنوان بهترين دوست ها براي ديگران به شمار مي آيند چرا که به خوبي به حرف هاي ديگران گوش مي دهند و هر موقع که نياز به کمکشان باشد، حاضر هستند. آنها معمولاً علاقه اي ندارند که مرکز توجه ديگران باشند.
البته گونه هاي مختلف ديگري از خوابيدن نيز وجود دارد که در اين مطالعه بر روي آنها آزمايش نشده است.
پروفسور ايدزيکوسکي تاثير نحوه خوابيدن بر روي سلامتي را نيز مورد مطالعه قرار داده است. او معتقد است که خوابيدن آزاد و رها براي سيستم گوارشي بسيار مناسب است. اين در حالي است که موارد سرباز و ستاره دريايي موجب خور خور کردن شده و خواب خوبي را به همراه ندارند.
او معتقد است زمانيکه شکم آزاد باشد، افراد راحت مي توانند تنفس کنند و اعما و احشا در آرامش کامل قرار مي گيرند؛ اما اگر وزن بدن بر روي شکم قرار بگيرد، آنوقت ميزان اکسيژن دريافتي تحليل رفته و فشار بيشتري به شکم وارد مي شود که اين امر موجب خور خور مي شود. البته ممکن است افرادي که در اين حالات مي خوابند تا صح از خواب بيدار نشوند، اما از ساعات خواب خود بهره کافي نبرده و انرژي زيادي دريافت نمي کنند.
همچنين تحقيقات او گوياي اين مطلب هستند که کمتر اتفاق مي افتد تا افراد حالت هاي خوابيدن خود را تغيير دهند و در اين ميان تنها 5% بودند که اظهار مي داشتند هر شب حالت هاي خوابيدن خود را تغيير مي دهند
برچسب: نویسنده: nik تاريخ: يکشنبه 5 آذر 1391 ساعت: 7:46

كارشناسان تغذيه ميگويند اگر شما به ولع شيرينيخوري دچار ميشويد بهتر است به دنبال منابع قندي طبيعي باشيد تا ضمن ايجاد احساس رضايت از بروز آسيبهاي جدي در بدنتان جلوگيري كنيد. به گزارش ايسنا،اين سه راهكار براي رسيدن به اين هدف به شما كمك ميكند.
1-به ميوهها بيشتر اطمينان كنيد: هرچند ميوهها هم حاوي قند بويژه فروكتوز هستند اما در عين حال منبع غني از فيبر خوراكي هستند كه به همين دليل زودتر احساس سيري ايجاد ميكنند و برخلاف ميانوعدههاي قندي مصنوعي، مدت طولانيتري شما را سير نگه ميدارند.
البته برخي ازميوهها هستند كه ذخيره قندي بسيار بالايي دارند بنابراين بيشتر مصرف سيب و توتها توصيه ميشود كه هم شيرين هستند و هم به اندازه سيب، آناناس و ميوههاي خشك شده مملو از قند نيستند. بعلاوه اگر همراه داشتن انواع ميوهها در طول روز برايتان كار دشواري است ميتوانيد دسرهاي مختلف ميوه را از قبل تهيه كرده تا در صورت نياز از اين دسرهاي طبيعي استفاده كنيد.
2- عسل ارگانيك هم يك گزينه مناسب قندي است: هرچند عسل ارگانيك نيز حاوي مقادير زيادي قند فروكتوز و گلوكز است و نبايد زياد مصرف شود، اما به هر حال نسبت به عسل فرآوري شده و تصفيهشده گزينه سالمتري است و واقعا خواص مفيدي دارد بويژه عسل تيره كه سرشار از آنتياكسيدانهاست. براي اينكه با طعم خاص عسل ارگانيك مشكل نداشته باشيد ميتوانيد آن را همراه با ماست كمچرب يا چاي مصرف كنيد.
3- دم كرده برگ شيرين بخوريد: اين گياه كه در عطاريها موجود است يك جايگزين قندي واقعا طبيعي و مناسب است. اين گياه حتي براي مبتلايان به ديابت هم قابل استفاده است. برگ شيرين خواص بسيار ديگري نيز دارد. براي مصرف اين گياه ميتوانيد آن را در نوشيدني خنك خود ريخته و بدون نگراني، از نوشيدن آن لذت ببريد.
برچسب: نویسنده: nik تاريخ: يکشنبه 5 آذر 1391 ساعت: 7:46

از جمله دلایل شایع سوء هاضمه عبارتند از پرخوری، تند خوردن غذا، مصرف غذاهای چرب، مصرف زیاد کافئین، مصرف زیاد شکلات، عصبانیت و شوک عاطفی.
تمامی این موارد منجر به سوء هاضمه و بروز علائمی نظیر آروغ زدن، سوزش و درد سر دل ، نفخ و حالت تهوع میشوند.
از جمله گیاهان موثر برای درمان چنین علائمی عبارتند از:
گیاهان دارویی مفید
1- رازیانه ، تخم رازیانه
خاصیت درمانی این گیاه از زمانهای قدیم مورد توجه بوده است. از برگ این گیاه میتوان به عنوان دم کرده استفاده کرد. این گیاه از ترکیبات اصلی داروهای مربوط به سوء هاضمه است.
رازیانه حاوی مادهای موسوم به "آنتول" است که در تحریک ترشحات معده و دستگاه گوارش نقش دارد.
رازیانه همچنین حاوی اسید اسپارتیک است که به عنوان یک ماده ضد نفخ عمل میکند و به همین خاطر برخی افراد عادت دارند که بعد از هر وعده غذا، دانههای رازیانه را بجوند.
2- نعنا
گیاه دیگری که برای مشکلات گوارشی بسیار مورد استفاده قرار میگیرد، نعنا است. نعنا به عنوان درمانی موثر برای سوء هاضمه، سوزش سردل ، نفخ و درد معده و دستگاه گوارش مورد استفاده قرار میگیرد. این گیاه مفید همچنین اشتها را تحریک میکند و در درمان حالت تهوع و سردرد موثر است.
3- زنجبیل
این گیاه از 2000 سال قبل تا کنون برای درمان کلیه اختلالات هضم مورد استفاده بوده است. زنجبیل حاوی یک ماده فعال به نام "جینگرول" است که طعم گرم و تند این چاشنی را ایجاد میکند و خواص تحریک کننده و درمانی دارد. این چاشنی با بهبود عملکرد آنزیمهای گوارشی به بهبود عملکرد سیستم هاضمه بدن کمک میکند.
4- زردچوبه
زردچوبه برای درمان درد معده، اسهال، گازهای رودهای و نفخ معده بسیار مناسب است.
5- بادرنجبویه
این گیاه از خانواده نعنا است و از زمانهای قدیم برای درمان استرس، بیخوابی، کماشتهایی و تسهیل در هضم غذا استفاده میشده است.
6- برگ کنگر
این گیاه موجب تحریک کبد و صفرا میشود که این دو عضو به نوبه ی خود نقش موثری در گوارش دارند.
7- دارچین
دارچین به هضم مواد غذایی کمک می کند. سایر موارد مصرف این گیاه عبارتند از درمان سردرد، التهابات پوستی، اضطراب و تهوع، اسهال ، دردهای قاعدگی و نفخ.
8- فلفل هندی
کمی گیج کننده به نظر میرسد که یک چاشنی نتیجه عکس داشته باشد. تا آنجا که تحقیقات نشان میدهد اغلب چاشنیجات موجب تحریک دستگاه گوارش میشوند، ولی فلفل هندی موردی استثنا به نظر میرسد و بر عکس ادویهجات تند، نقش موثری در از بین بردن نفخ، درد و حالت تهوع دارد.
9- برگ بو
گیاه بعدی برگ بو است که برای درمان سردردهای میگرنی و کاهش استرس و اضطراب کاربرد مفید دارد. به علاوه به دستگاه هاضمه هم کمک میکند و خاصیت سم زدایی دارد.
* نکته :
علی رغم تمامی فواید ذکر شده، مصرف این گیاهان باید به میزان مناسب و در حد متعادل باشد، به خصوص برای زنان باردار، شیرده و یا افرادی که در حال مصرف دارو هستند.
برچسب: نویسنده: nik تاريخ: يکشنبه 5 آذر 1391 ساعت: 7:46

این مقاله فقط جنبه طنز و سرگرمی دارد و قصد توهین به شخص خاصی ندارد.
1. همیشه سر خود را با تیغ بتراشید. طبق قانون بقای ماده، اگر مویی درنیاید، چیزی هم برای ریختن نخواهد بود. با این تمهید دیگر کچل نمیشوید؛ فقط تمام عمر بیمو خواهید بود.
2. یکی از دلایل ریزش مو، تغذیه نامناسب است. با توجه به ارزانی بیدلیل ارزاق، حتما در وعدههای اصلی یا میانوعدههای خود، از موادغذایی مقوی مانند مغز ران، چنجه، شاه میگو، لابستر، شنیسل پری دریایی و... استفاده کنید. اگر مانع ریزش موی سرتان نشوند، باعث خیلی چیزهای دیگر خواهند شد.
3. اگر موهای حساسی دارید، برایشان موسیقی ملایم پخش کنید. تحقیقات نشان داده موهایی که روزی دو تا سه ساعت در معرض موسیقی قرار میگیرند، حساسیتشان برطرف میشود؛ یعنی کلا بیحس میشوند. برای اینکه موهایتان جان سگ پیدا کنند و دیگر با انبر هم نشود آنها را کند، برایشان روزی دو ساعت این آهنگ را پخش کنید: همه چی آرومه/ من چهقدر خوشحالم!
4. بدون کلاهخود برنامههای شاد و مفرح تلویزیون را تماشا نکنید. تحقیقات یک کارشناس چینی که دیپلم ردی دارد نشان داده هفتاد درصد کسانی که تلویزیون میبینند، ناخودآگاه نیمی از موی سرشان را میکنند.
5. سر جای پارک، گیس و گیسکشی نکنید. همیشه مطمئن باشید بعد از یک ساعت جای پارک پیدا میشود؛ ولی موهایتان را که لای انگشت همشهری محترم باقی مانده با هیچ چسبی نمیتوانید دوباره سرجایش بچسبانید.
6. اگر پیکموتوری هستید، از گذاشتن کلاه ایمنی خودداری کنید. آدم مخش روی آسفالت بپاشد، بهتر است تا کچل بشود. بررسیهای یک دانشمند کچل روس نشان داده امکان کچلشدن کلهای که روی جدول پاشیده حوالی صفر است.
7. سرخپوست کچل تاکنون گزارش نشده است. هر چه سریعتر رنگ پوستتان را عوض کنید. البته مطالعات یک انستیتوی کچل درمانی در گوانگجو ثابت کرده با سیلی صورت را سرخ نگه داشتن باعث مودارشدن نمیشود.
8. خواننده شوید. تا امروز به جز یک مثال نقض، خواننده کچلی دیده نشده؛ اما شنونده کچل تا دلتان بخواهد دیده شده است.
9. سرمربی شوید. فوتبال معجزاتی دارد که آدم انگشت به دهان میماند. مشاهده شده طرف در دوران بازیکنبودن مو نداشته؛ ولی تا شده سرمربی، یکدفعه گیس گلابتون شده است.
10. از مالیدن قیر داغ روی پوست سرتان با بیل غیربهداشتی جدا خودداری کنید. چی؟ کدام آدم عاقلی با بیل غیربهداشتی این کار را میکند؟ یعنی میفرمایید آدمهای نادان اگر کچل بشوند، اشکالی ندارد؟ آیا میدانید آدم نادان کچلی که بیل غیربهداشتی هم دستش باشد، چهقدر میتواند امنیت جامعه را به خطر بیندازد؟ این را وقتی میفهمید که در آرامش مشغول برنزهکردن باشید، یکدفعه چشم باز کنید و ببینید یک آدم نادان کچل بیل به دست بالای سرتان ایستاده! پس توصیههای ایمنی را جدی بگیرید.
برچسب: نویسنده: nik تاريخ: يکشنبه 5 آذر 1391 ساعت: 7:46





















برچسب: نویسنده: nik تاريخ: يکشنبه 5 آذر 1391 ساعت: 7:46
دختر جوانی به دادسرای عمومی و انقلاب ناحیه ۵ تهران رفت و گفت مرد جوانی به او تعرض کرده و اموالش را هم به سرقت برده است. نجمه توضیح داد: چند روز قبل وقتی از محل کارم به خانه میرفتم، مردی به من نزدیک شد و گفت چند روزی است مرا تحت نظر دارد. او خودش را دکتر علیرضا سعادتی معرفی کرد و چند سربرگ پزشکی هم به من نشان داد و گفت پزشک است و میخواهد با من ازدواج کند. وقتی به من اصرار کرد، به او اعتماد کردم. چند روز بعد مرا به خانهای برد و در آنجا با من رابطه برقرار کرد، بعد هم دستبند گرانقیمتم را از من گرفت تا نمونه آن را برایم بخرد، اما دیگر از او خبری نشد. دختر جوان سپس مشخصات متهم را در اختیار مأموران گذاشت تا اینکه بعد از چند روز، شکایت مشابهی مطرح شد. شاکی این بار دختر جوانی به نام سیما بود.
او گفت: هنگام عصر میخواستم از جامجم به میدان انقلاب بروم که مرد جوانی با ظاهر آراسته به من نزدیک شد. او گفت چند روز است مرا زیرنظر دارد و از من خوشش آمده و میخواهد با من ازدواج کند. آن مرد خودش را دکتر علیرضا سعادتی معرفی کرد و چند سربرگ پزشکی هم به من نشان داد. من هم به او اعتماد کردم و آدرس خانه مان را به او دادم و قرار شد چند روز بعد به همراه خانوادهاش به خواستگاریام بیاید. او روز موعود به تنهایی با گل و شیرینی به خانهمان آمد و در حضور خانوادهام از من خواستگاری کرد. دکتر سعادتی گفت که برای اعضای خانوادهاش مشکلی پیش آمده و مجبور شده است به تنهایی به خواستگاریام بیاید.
بعد از اینکه خانوادهام با او حرف زدند، قرار شد درباره کارش تحقیق کنیم، به خاطر همین آدرس مطب و بیمارستانی را که آنجا کار میکرد به پدرم داد. روز بعد وقتی پدرم به نشانیهایی که او داده بود مراجعه کرد متوجه شد آدرسها جعلی است. به خاطر همین با او تماس گرفتم و ماجرا را برایش توضیح دادم. او بار دیگر به خانهمان آمد و این بار ادعا کرد دانشجوی پزشکی است.
بعد هم گفت ماشین گرانقیمتش خراب شده و باید به تعمیرگاه برود. از پدرم ۵ میلیون تومان پول گرفت تا هزینه تعمیرگاه را بدهد. بعد هم از خانهمان رفت و دیگر به تماسهایمان جواب نداد.
بعد از طرح این شکایت، مأموران تحقیقات خودشان را برای پیدا کردن نشانی از پزشک قلابی ادامه دادند، اما نتوانستند سرنخی از او پیدا کنند تا اینکه دختر جوانی به نام ثریا شکایت مشابهی مطرح کرد. او گفت من از محل کارم خارج شدم تا به خانه بروم.
کنار خیابان منتظر تاکسی بودم که مرد جوانی به من نزدیک شد و گفت چند روز است مرا تحتنظر دارد و دربارهام تحقیق کرده و میخواهد با من ازدواج کند. او شناسنامه و اوراق پزشکی را به من نشان داد و گفت پزشک اطفال است. من به او اعتماد کردم و او چند روز بعد به خانهمان آمد و در حضور اعضای خانوادهام از من خواستگاری کرد. یک روز هم من را به خانهای دعوت کرد و گفت خانه متعلق به یکی از دوستانش است. بعد هم آنجا با من رابطه برقرار کرد، چون فکر میکردم سرانجام همسر او میشوم. اما دیگر از او خبری نشد و زمانی که به نشانیهایی که داده بود مراجعه کردیم، فهمیدیم او من و خانوادهام را فریب داده است.
شاکی بعدی اما مرد جوانی بود که به پلیس گفت از دکتر سعادتی شکایت دارد. این مرد توضیح داد: چند روز بود همسرم ناراحت بود. امروز به من گفت مردی به نام دکتر سعادتی مدام در خیابان مزاحم او میشود و پیشنهاد داده از من طلاق بگیرد و با او ازدواج کند. شکایت این مرد هم نتوانست در دستگیری مرد فریبکار به پلیس کمک کند، چراکه همان روز دختری به نام هدیه شکایت مشابهی طرح کرد. او گفت چند روز قبل در خیابان آزادی سوار ماشین مردی شدم که خودش را پزشک اطفال معرفی کرد. با مدارکی که به من نشان داد فهمیدم ادعای او درست است. او گفت میخواهد به همراه خانوادهاش به خواستگاریام بیاید. به او گفتم اگر ادعای تو درست است، همین الان با خانوادهات تماس بگیر و امشب به خواستگاریام بیا. آن مرد گفت پدرش فوت شده، اما با مادرش تماس گرفت و شروع به صحبت کرد. البته من صدایی از تلفن او نشنیدم و بعد فهمیدم تماس او ساختگی بود. اما آن شب با گل و شیرینی به خانهمان آمد و در حضور خانوادهام از من خواستگاری کرد.
چند روز هم با هم به گردش رفتیم و چند بار هم با من رابطه برقرار کرد تا اینکه ۱۰ میلیون تومان از پس اندازم را گرفت تا مقدمات عروسیمان را فراهم کند، اما دیگر از او خبری نشد. مشخصاتی که این دختر از متهم در اختیار پلیس گذاشت، با مشخصاتی که شاکیان دیگر ارائه کرده بودند، مطابقت داشت. مأموران متوجه شده بودند که پزشک قلابی به همین شیوه و پس از شناسایی دختران جوانی که وضع مالی خوبی دارند، به خواستگاری آنها میرود و پس از کلاهبرداری، متواری میشود.
تلاش مأموران برای دستگیری متهم باز هم ناکام ماند، چراکه دوباره شکایتهای مشابهی مطرح شد. این بار دختر جوانی به پلیس مراجعه کرد و از مأموران خواست متهم را دستگیر کنند. نشانیهایی که او در اختیار مأموران گذاشت، همان مشخصاتی بود که شاکیان دیگر اعلام کرده بودند. دختر جوان گفت متهم چند بار به او تعرض کرده، اما به خاطر آبروی خانوادگیاش از شکایت خودش منصرف شده است.
سرانجام در حالی که تعداد شکات به ۲۶ نفر رسیده بود، متهم دستگیر شد. هفت نفر از شاکیان از پزشک قلابی به اتهام تجاوز به عنف و شش نفر به اتهام رابطه نامشروع شکایت داشتند.
کیا ۴۲ ساله وقتی در پلیس آگاهی مقابل شاکیان قرار گرفت، به جرم خودش اقرار کرد و گفت قبول دارم که دختران جوان را با وعده ازدواج فریب داده و اموالشان را سرقت کردهام و با چند نفر از آنها هم رابطه برقرار کردهام. بررسیهای نهایی پلیس مشخص کرد متهم ۶۹ میلیون و ۶۵۵ هزار تومان از دختران جوان کلاهبرداری کرده است. بعد از انجام تحقیقات، پرونده با صدور کیفرخواست علیه کیا به اتهام کلاهبرداری و تعرض به برخی از شکات به شعبه ۷۷ دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد. در بخشی از کیفرخواست آمده بود: از آنجاکه تعداد شاکیان زیاد است و تحقیقات نشان میدهد که متهم به برخی از آنها تجاوز کرده است، تشخیص مفسدفیالارض بودن متهم به عهده دادگاه کیفری خواهد بود.
سرانجام بعد از انجام تحقیقات مقدماتی در دادگاه، جلسه رسیدگی برگزار شد. شاکیان در ابتدای جلسه یک به یک مقابل هیئت قضات قرار گرفته و شکایتهای خود را همانگونه که در تحقیقات اولیه مطرح کرده بودند، بیان کردند. متهم اما در دفاع از خود اتهام کلاهبرداری را قبول و اتهام تجاوز به دختران جوان را انکار کرد و گفت با دخترانی هم که رابطه برقرار کرده با رضایت خودشان بوده است.
سرانجام هیئت قضات بعد از مشاوره و بررسی اوراق، پرونده کیا را از اتهام تجاوز به عنف تبرئه و به اتهام رابطه نامشروع به تحمل ۹۹ ضربه شلاق و دو سال تبعید به زابل محکوم کردند. وی همچنین به اتهام کلاهبرداری به هفت سال حبس و ردمال محکوم شد. رأی دادگاه از سوی قضات شعبه ۳۰ دیوان عالی کشور تأیید و برای اجرا به شعبه اجرای احکام دادسرای امور جنایی فرستاده شد.
برچسب: نویسنده: nik تاريخ: يکشنبه 5 آذر 1391 ساعت: 7:46
تربیت است و هزار تکنیک و هزار تدبیر. اما به نظر شما تدبیرهای صحیح و پرکاربرد کدامند. با کدامین روش می توانیم رفتارهای مثبت را ایجاد کنیم، آنها را تقویت کنیم تا افزایش یابد و با کدامین روش ها می توانیم رفتارهای منفی را به حداقل و سطح مطلوب برسانیم. بسیاری از والدین فکر می کنند که برای حذف و کاهش هر نوع رفتار غیرمطلوب که مورد دلخواه آنان نیست و یا به مصلحت تربیت کودک نمی دانند باید از طریق روش هایی اقدام کنند که با ایجاد خاطره ای منفی یا مقدار کمی از آسیب روحی او را مجبور به ترک عمل ناشایست کنند. اما روانشناسان روش هایی را پیشنهاد می کنند که می توان آنها را روش مثبت برای کاهش رفتار دانست. روش هایی که ما به تشویق می پردازیم اما تشویق رفتارهایی خاص . در این مبحث سعی داریم چهار روش را به شما معرفی کنیم که در ظاهر تشویق کننده است اما می تواند رفتارهایی را به اتمام برسانند. این تکنیک ها عبارتند از: 1- تقویت تفکیکی نرخ های کم رفتار 2- تقویت تفکیکی رفتارهای دیگر 3- تقویت تفکیکی رفتار ناهمساز 4- اشباع
لازم به تذکر است که هرگونه تشویق کردن و استراتژی که رفتاری را در فرد افزایش دهد در روانشناسی به تقویت مشهور است.
کودک
1- تقویت
تفکیکی نرخ های کم رفتار: در این روش ابتدا سعی کنید رفتاری را که تمایل دارید در کودک خود کاهش دهید به طور مشخص برای خود تعریف نمایید. به علاوه میزان حضور مطلوب این رفتار نیز از نظر والدین باید مشخص شود و سپس به کودک توصیه شود که رفتار خود را تا میزان مطلوب آن کاهش دهد تا جایزه بگیرد یا به اصطلاح تقویت شود. همچنین می توانید به جای تعداد دفعات تکرار رفتار به فواصل رفتاری تکیه کنید و او را تشویق کنید تا حداقل رفتار خود را در فاصله زمانی معین بروز دهد. فرض کنید کودک شما عادت دارد تا در حین مطالعه دروس به بازی، سرگرمی یا صحبت کردن بپردازد. این رفتار در صورتی که به اندازه باشد نامطلوب نیست لذا به فرزندتان توصیه می کنید در صورتی که پس از هر 45 دقیقه مشق نوشتن به فعالیت های غیردرسی بپردازد مورد تشویق قرار می گیرد. در این صورت شما به این نوع تقویت تفکیکی با شرط زمان پرداخته اید. در نوع تقویت پاسخدهی با نرخ کم شما می توانید به فرزند خود در صورتی تقویت ارائه دهید که به عنوان مثال در کل زمان مطالعه خود در یک روز چهار بار به فعالیت غیردرسی بپردازد. تاثیر کلی این نوع روش به آرامی ظاهر می شود و تا کاهش رفتار باید بردبار بود.
2- تقویت تفکیکی رفتارهای دیگر: در این روش برای حذف رفتار نامطلوب به فرزندتان می آموزید که در صورت انجام دادن رفتارهای دیگر به جز رفتار نامطلوب مورد نظر مورد تشویق قرار گیرد. فرض کنید کودکی که در کلاس درس زیاد صحبت می کند زیاد از سر جایش بلند می شود و ... به او می گویید در صورتی که در طول یک ساعت درسی رفتار خاصی را انجام ندهد مورد تشویق شما قرار می گیرد. به این صورت او برای دریافت جایزه رفتار نامطلوب را حذف می کند. تفاوت این روش با روش قبل این است که در مورد اخیر به حذف رفتار می پردازید و در روش قبل رفتار نامطلوب را تنها کاهش می دهید.
نکته خواندنی این است که لازم است زمان حذف رفتار را به تدریج افزایش دهید تا فرزندتان توان عمل کردن به آن را داشته باشد. مثلاً اگر می خواهید بدخطی را در کودک خود حذف کنید ابتدا با نوشتن یک صفحه دیکته خوش خط او را تشویق کنید و سپس به تدریج خوش خطی را در صورت فراگیر شدن در کل تکالیف تقویت کنید. البته عیب این روش این است که:
اول اینکه به او نمی گوییم چه کاری بکن تنها او را از کاری ناپسند دور می کنیم و دوم اینکه هر رفتار دیگر را بغیر از رفتار مورد پسند تشویق می کنیم و این در حالی است که ممکن است او به رفتارهای منفی دیگری روی آورد. مثلا در مورد صحبت کردن در سر کلاس ممکن است او برای دریافت تشویق این رفتار را حذف کند اما به رفتار های منفی دیگری روی آورد.
در روش اشباع ما اجازه می دهیم تا کودک آنقدر به رفتار خود ادامه دهد که دیگر انگیزه ای برای ادامه نداشته باشد در این صورت به سیری خواهد رسید.
2- تقویت تفکیکی رفتار ناهمساز: در این روش ما تنها با تشویق کردن رفتاری که با رفتار مشخص مغایرت دارد می خواهیم تا فرزندمان از انجام رفتار خاص نامطلوب برحذر باشد. اگر کودک شما در هنگام بازگشت از مدرسه تاخیر دارد می توانید هر روزی را که بازگشت او به موقع صورت گرفت مورد تشویق قرار دهید. در این روش به دلیل دریافت جایزه و انجام رفتار مطلوب فرزندتان ناچار است تا رفتار نامطلوب را ترک کند.
3- سیری یا اشباع: هر شخصی به این دلیل رفتار خاصی را ادامه می دهد که به نوعی برای او پیامد مثبتی را به دنبال دارد. در روش اشباع ما اجازه می دهیم تا کودک آنقدر به رفتار خود ادامه دهد که دیگر انگیزه ای برای ادامه نداشته باشد در این صورت به سیری خواهد رسید. فرض کنید شخصی که برای انجام عملی خاص سعی دارد با سر و صدا کردن و جیغ و گریه اجازه مادر را کسب کند. در این صورت اگر فرصت دهید تا او به جیغ و گریه ادامه دهد و در قبالش پیامد مثبتی را دریافت نکند و ادامه رفتار برایش جذابیت نداشته باشد به اشباع خواهد رسید. در روش اشباع کودک از خستگی مفرط که ناشی از تکرار زیاد یک عمل است به بی انگیزگی می رسد. البته این روش در مورد رفتارهایی به کار می رود که انجام مکرر آن خود و دیگران را متضرر نسازد و همراه با روش های دیگر می تواند کارساز باشد.
برچسب: نویسنده: nik تاريخ: يکشنبه 5 آذر 1391 ساعت: 7:46

مواد لازم جهت تهیه ی خمیر:
تخم مرغ ۲عدد
آرد سفید ۸ قاشق غذا خوری
روغن جامد یا کره ۲قاشق غذاخوری
آب ۱ لیوان
جوش شیرین یک چهارم قاشق چایخوری
شربت ۱قاشق غذاخوری
روغن مایع برای سرخ کردن به میزان لازم
ابتدا طرز تهیه ی شربت:
دو لیوان شکر را در یک لیوان آب حل کرده به همراه کمی وانیل، هل، زعفران( در صورت تمایل) و گلاب بگذارید روی شعله تا به جوش آید و آنقدر بجوشد تا قوام یابد سپس شربت به دست آمده را کنار بگذارید تا خوب سرد شود.
طرز تهیه ی خمیر بامیه :
آب را با روغن در قابلمه ای جوش آورده سپس آرد را کم کم اضافه کنید و خوب به هم بزنید تا بوی خامی آرد از بین برود و بگذارید تا سرد شود، تخم مرغها را یکی یکی با فاصله به خمیر اضافه کنید و بعد کمی جوش شیرین را تا خمیر لطیف و نرمی حاصل شود .خمیر را داخل قیف مخصوص ریخته و داخل روغن داغ بیاندازید و بعد از طلایی رنگ شدن داخل شربت انداخته و بعد بیرون کشیده درون صافی بگذارید تا شربت اضافه ی آن گرفته شود.
برچسب: نویسنده: nik تاريخ: يکشنبه 5 آذر 1391 ساعت: 7:46

آهن یک عنصر ضروری است که به بدن کمک میکند اکسیژن را به همه نقاط بدن برساند. در زمان کمبود آهن ، اکسیژن نمیتواند به همه قسمتهای بدن برسد در نتیجه موجب ، ضعف، خستگی و کم خونی میشود. در زیر برخی از مواد غذایی که سرشار از آهن بوده و باید در رژیم غذایی شما باشد را ذکر میکنیم:
1. گوشت
یکی از بهترین و غنیترین منابع آهن است. یک یا دو تکه گوشت بدون چربی در ساندویچها یا با سبزیجات بهترین راه برای ارتقاء آهن دریافتی بدن است. نه تنها منبع غنی آهن است بلکه جذب بهتر آهن از دیگر مواد غذایی که با گوشت مصرف میشود نظیر نان و سبزیجات را ممکن میسازد.
2. میوه و آب میوه
میوههایی نظیر سیب، انجیر، انگور، پرتغال ، موز حاوی میزان خوبی از آهن است و همچنین حاوی ویتامینهایی است که به جذب آهن از غذاهایی که به همراه آب میوه مصرف میشود کمک میکنند. به گزارش پرشین وی آب پرتغال و یا کمی موز را به صبحانه هر روز خود اضافه کنید تا جذب آهن در بدن شما زیاد شود.
3. گیاهان خشک شده
نه تنها آنها ارزش دارویی دارند بلکه منبع آهن و همین طور مواد مغذی و معدنی هستند. این گیاهان خشک شامل شنبلیله، پونه کوهی ، گشنیز، جعفری و نعناع است که اگر در رژیم غذایی باشند آهن به بدن شما میرساند.
4. جگر
جگر منبع بسیار خوب آهن است. این منبع به خصوص برای زنان باردار بسیار مفید است . همچنین حاوی ویتامین است و اغلب برای درمان کم خونی تجویز میشود. جگر میتواند از هر نوع باشد، جگر اردک، مرغ، بوقلمون ، گوسفند یا گوساله ، آهن کافی برای رساندن به بدن دارند.
5. خاویار
خاویار یا تخم ماهی منبع غنی آهن است . اگرچه اغلب به عنوان یک غذای لوکس و زینتی در نظر گرفته میشود.
6. برگه زرد آلو
علاوه بر منبع خوب آهن ، برگه زردآلو همچنین حاوی ویتامین A و پتاسیم است. برگه زرد آلو را در برنامه غذایی خود قرار دهید و آهن را به میزان کافی به بدن خود برسانید.
برچسب: نویسنده: nik تاريخ: يکشنبه 5 آذر 1391 ساعت: 7:46
شما به يک عروسي دعوت شده ايد ، براي انتخاب لباس مورد نظرتان دچار مشکل شده ايد ، و از سوي ديگر دلتان ميخواهد در اين جشن شما تک باشيد ، بايد چه کرد ؟معمولا افراد هنگامي که به يک جشن عروسي دعوت ميشوند ، تا شب مورد نظر فرا رسد دچار استرس ميشوند .
در اين مقاله با ما همراه شويد تا شما را به هدف مورد نظرتان برسانيم :
اگر شما فاميل ، اقوام ، درجه ي اول باشيد که ميخواهيد به عروسي برويد ، لباسي که ميخواهيد انتخاب کنيد ، خيلي سخت تر خواهد بود . اگر جشن عروسي که ميخواهيد برويد در فصل تابستان است ، توصيه ميشود که از رنگهاي خيلي روشن بپرهيزيد .
رنگهاي تيره ، رنگهاي ملايم بيشتر براي اين فصل مناسب هستند . مانند : مشکي ، رنگهاي تيره ، ....
اگر جشن عروسي که ميخواهيد برويد در فصل زمستان باشد بهتر است از رنگهاي روشن ، بژ ، ... استفاده کنيد .
البته لازم به ذکر است رنگهاي مانند : مشکي ، سفيد در تمام فصول و تمام محافل ميتوان استفاده کرد .
اگر جشني که ميخواهيد برويد قرار است در روز برگزار ميشود، ميتوانيد ماکسي يا پيراهن بلندي را انتخاب کنيد ، يا شلواري که داراي پاچههاي گشادي باشد . اما ترجيحا بهتر است لباسهاي مانند کت و دامن را انتخاب کنيد .
لباسهاي را که بهتر است براي جشنهاي شبانه انتخاب کنيد :
لباسهايي را که براي مهمانيهاي شبانه ميخواهيد بپوشيد لزومي ندارد که بلند باشد ، اگر هم بلند باشد بايد از يک ناحيه ي ديگر باز باشد تا جلوه ي شيک و شکيلي را به شما ببخشد .
بخصوص دختر خانمهاي جوان نبايد لباسها و ماکسيهاي بلند را بپوشند. زيرا شکل و فرمي زنانه به شما ميبخشد .
راجع به پارچههايي با اليافي مانند ابريشم ، ساتن ، ارگانزا ، .... مخصوص جشنهاي عروسي هستند و بستگي به سليقه و علايق شخصي هر کس دارد ، که مايل باشد از کدام يک از اين نوع پارچهها استفاده کند. معمولا لباسهاي که براي مراسم ازدواج ميپوشند داراي شکل و فرمي بلند هستند .
اگر لباس شب شما داراي حالت و فرمي مربع شکل ميباشد کفشي که ميپوشيد بايد داراي پاشنه ي پنج سانتي باشد تا لباس شما بهتر نمايان شود . دختر خانمهاي جوان که ديگر نه نوجوان هستند و نه به سني رسيده اند که مانند خانمها لباس بپوشند بهتر است کفشي را که ميپوشند 2 – 3 سانت پاشنه داشته باشد نه بيشتر زيرا اگر داراي پاشنه ي بلندي باشد حالت زنانه به خود ميگيرند .
البته نکته ي ديگري که در رابظه با پوشيدن کفش در مجالس عروسي وجود دارد اين است که کفشي را انتخاب کنيد و بپوشيد که راحت باشيد ، زيرا شما زمان زيادي را بايد با همان کفشها سپري کنيد ، بخصوص اگر بخواهيد برقصيد حتما بايد کفش هاي راحتي بپوشيد
برچسب: نویسنده: nik تاريخ: يکشنبه 5 آذر 1391 ساعت: 7:46